سلام ۲۳ سالگی!
بالاخره بعد از چند ماه امروز و فردا کردن تصمیم گرفتم نوشتن مستمر توی بلاگ رو شروع کنم. امشب ۲۳ ساله میشم. برعکس دهم تیر های سال های گذشته برای سال جدید برنامه های جدید رو لیست نکردم، فقط تصمیم گرفتم از Comfort Zone خودم بیشتر بزنم بیرون. همین خودش شامل خیلی چیز های ریز تر میشه. تصمیم گرفتم به هر چی که به ذهنم رسید که احساس کردم به رشد فکری و شخصیتیم کمک میکنه نه نگم.
بیشتر کتاب خوندن، بیشتر نوشتن، کمتر خوندن متن های بی ارزش، بیشتر وقت گذاشتن برای علایقی که ارزشمند هستن مثل نقاشی و موسیقی، کمتر وقت گذاشتن برای موضوعاتی که بی ارزش هستن و موضوعات این شکلی که همشون از دایره راحتی من خارجن. میخوام از این به بعد با سر برم سراغشون.
اولین کاری که برای رسیدن بهش انجام دادم ایجاد یه تغییر ظاهری بود، چون عقیدهام اینه همین تغییر ظاهری میتونه محرکی باشه برای تصمیمای جدیدی که گرفتی، چون هر موقع خودتو توی آینه میبینی متوجه میشی این آدم تغییر کرده، یکی دیگه شده، اون آدم با موهای ژولیده و ریش های نامرتب که خصوصیات خوب الان رو هم نداشت دیگه نیست، رفته و یه آدم جدید، با ظاهری جدید و تصمیمهای جدید اومده جاش.
پاک کردن شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها هم دومین حرکتی بود که زدم. برنامه app usage رو نصب کنید، آمار عجیبی بهتون میده. من به طور میانگین روزی ۷ ساعت از گوشی استفاده میکردم که تقریبا ۸۰-۷۰ درصدش برای تلگرام و اینستاگرام بود. نشستم با خودم فکر کردم، روزی ۴ ساعت وقتمو میدارم برای این ها، بعد خروجیش چیه؟ با این ۴ ساعت خیلی کار ها میشه کرد که! اگر فقط نصفشو بذاری برای کتاب خوندن روزی ۴۰ صفحه میتونی بخونی! اصلا به من چه که ارشاد نیکخواه رفته شمال توی روستا خونه خریده و با دوستاش دارن زندگی میکنن؟ به من چه هدی رستمی توی ایتالیا داره میگرده و کیف خودشو میکنه؟ گور بابای اینستاگرام و تلگرام، من کار های مهم تری دارم که باید روشون وقت بذارم.
خیلی ها وقتی میخوان سیگار رو ترک کنن میگن آروم آروم کمش کنیم، اگر روزی ۱۰ نخ میکشیم، هفته اول ۹ نخش میکنیم، هفته دوم ۸ و تا هفته آخر یک نخ و در آخر هم ترک کامل! اما این روش معمولا جواب نمیده، بهترین راه ترک سیگار اینه که یک دفعه بذاریش کنار. منم اعتیادم به شبکه های اجتماعی رو یک دفعه گذاشتم کنار، چون لااقل برای من ترک تدریجی جواب نداده هیچ وقت.
امشب هم مثل سال های پیش تنها اومدم بیرون، اما این سری با لپتاپم اومدم، نشستم روی شن های ساحل و آهنگ راک گوش میدم، نسیم گرم و خنکی که از سمت دریا میاد میخوره به صورتم و کیف میکنم.
Categories: زندگی