با کیفیت تر کردن زندگی – قسمت اول

این نوشته دو بخش داره. بخش اول راجب چیز هایی هست که میریزیم تو مغزمون – بخش دوم راجب رفتار و کار هایی هست که انجام میدیم.

هممون یه چیزی داریم به اسم گیلتی پلژر(guilty pleasure). معنی لغویش تقریبا میشه لذت ناپسند. چیزیه که در واقع در شان ما نیست اما پنهانی و توی خفا می‌ریم سراغش و ازش لذت می‌بریم، و همین ناپسند بودنش باعث میشه توی جمع ها این علایق رو مخفی نگه داریم و برعکسشو وانمود کنیم. مثلا وقتی توی ماشین تنهاییم آهنگ های حمید هیراد رو گوش میدیم و با لذت همراش می‌خونیم اما وقتی با دوستامون هستیم داریوش و شهریار قنبری گوش می‌دیم و حمید هیراد رو به خاطر سطح پایین بودن شعر ها و آهنگ هاش و خواننده نبودنش مسخره می‌کنیم.

توی دوره ای هستیم که دسترسی به اطلاعات به راحت ترین شکل ممکنش رسیده. همه به راحتی توی گوشی هاشون به راحتی به هر اطلاعاتی اراده کنن دسترسی پیدا می‌کنن و در نتیجه خیلی راحت تر میتونن محتوای گیلتی پلژر خودشون رو پیدا کنن و  ساعت ها سرگرم دیدن و شنیدن و خوندن بشن. اینجاست که یک سری ها اومدن و دارن از این فضایی که ایجاد شده سوءاستفاده میکنن (پول و شهرت). اینستاگرام شده پر از پیج هایی از سوتی های صدا سیما، داب اسمش های مسخره، خبر های خاله زنکی و دروغ و … با یک متن روی کاورِ پست : “واییییی ببینید آخرش پسره عجب سیلی محکمی میخوره از دختره ?”. پر شده از امثال آقای ترکیبی، وحید خزایی و سحر تبر و… که نه سوادی دارن نه هنری. فضای موسیقی شده پر از خواننده هایی امثال حمید هیراد و بهنام بانی و حامد همایون و محسن ابراهیم زاده و … با سه چهار تا تنظیم کننده که تنها چیزی که از موسیقی می‌دونن اینه که موزیکشون باید جوری باشه که قر بیاره به کمر شنونده. فضای سینما شده پر از فیلم های اتوبوسی بی کیفیت و سبک که با چند تا شوخی جنسی و رقصوندن جواد رضویان یا جواد عزتی. حجم این چرندیات توی این چند ساله انقدر زیاد شده که برای همه عادی شده، در واقع دیگه گیلتی پلژر نیستن، دیگه در خفا آهنگ های دوزاری و بی مفهوم و تهی از هنر رو گوش نمیدن، بلکه با دوستاشون با هم با عشق و افتخار و صدای بلند گوش میدن و لذت میبرن.طبیعی هم هست، چون هر چیزی زیاد باشه و زیاد تکرار بشه، تبدیل به یک چیز عادی میشه.یک نگاهی به تعداد فالور ها و بازخورد های این پیج ها، تعداد شرکت کننده های کنسرت های این خواننده ها و تعداد بیننده های این فیلم ها توی سالن های سینما بندازید تا بفهمید چقدر برای مردم عادی شده و حتی بهش فکر هم نمیکنن که چی دارن به خورد مغزشون میدن.

یکم به خودمون بیایم، بیاید برای وقتمون، برای مغز و ذهنمون، برای چشم و گوشمون ارزش قائل باشیم. ما ارزشمون بیشتر از این هاست که به این محتواهای بی ارزش کوچه بازاری اهمیت بدیم و روز هامون رو باهاشون شب کنیم. بیاید با کیفیت ها و اصیل ها رو پیدا کنیم و بی کیفیت ها و چیپ ها رو از زندگیمون حذف کنیم. بیاید از خودمون شروع کنیم.

 

Categories: زندگی

۲ دیدگاه

  • محمد کاظم بهرام

    ای کاش بشه از دست این بغ بغو ها و چیزای مثل اون راحت بشیم .
    ای کاش بشه از دست اینایی که بیخود و بی جهت افرادی بی هنر رو بزرگ میکنن و بهشون میگن استاد راحت بشیم .
    ای کاش عادت ها و سلیقه ها و سرگرمی های مناسب تری پیدا کنیم ….
    ❤?❤

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *